ماڵه‌وه‌ > بۆ فەرزاد/ For Farzad > و ما انبوه کرکسان تماشا/ اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

و ما انبوه کرکسان تماشا/ اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

 امروز دو سال از زمان اعدام مظلومانه‌ی «فرزاد کمانگر» و چهار تن دیگر از مخالفان جمهوری‌اسلامی می‌گذرد. در محکومیت این حرکت غیرانسانی نظام جمهوری اسلامی حرف و حدیث بسیاری گفته شده اما به گمان من همیشه یک بخش از ماجرا نادیده گرفته شده و آن نقش برخوردهای حزبی، گروهی و جناحی اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون خارج از کشور در بروز چنین فجایعی است. برخورد جناحی و منفعت‌طلبانه‌‌ی اپوزیسیون ایرانی با موضوع حقوق‌بشر چیز تازه‌ای نیست و ریشه‌ها و سوابقی طولانی در تاریخ کشور ما دارد اما این حقیقت تلخ پس از اعتراضات خیابانی سال 88 بروز و نمود بیش‌تری پیدا کرد.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید: دانلود فایل صوتی
از همان روز نخست دستگیری‌ها و بازجویی‌ها و صدور احکام ناعادلانه پس از انتخابات، برخوردهای دوگانه‌ی اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون داخل و خارج از کشور با افرادی که هر کدام به نوعی سابقه‌ی عضویت در یکی از این گروه‌ها را داشته و به نوعی خودی و اهل خانواده به حساب می‌آمدند، در قیاس با اشخاص گم‌نامی که برای دفاع از حق، آزادی و دموکراسی‌خواهی در زندان‌ها‌ی نظام گرفتار شده و با احکام ناعادلانه روبه‌رو بودند، شروع شد. صدها رسانه‌ی صوتی و تصویری از طریق ماهواره و اینترنت به یاری اسامی شناخته شده آمدند و به روند دستگیری، محاکمه و روش برخورد با آن‌ها اعتراض کردند اما با کمال تاسف هیچ یادی از روزنامه‌نگاران، کنش‌گران و فعالان حقوق‌بشری که وابستگی حزبی و گروهی نداشتند برده نمی‌شد و اگر هم می‌شد هیچ حرکت جدی برای کمک به آن‌ها صورت نمی‌گرفت.

احزاب حاکم و یا اپوزیسیون کشورهای غربی نیز به سبب اطلاعات غلطی که از سوی اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور و هم‌چنین اهرم‌های فشار اصلاح‌طلبان غرب‌نشین به آن‌ها داده می‌شد و هم به علت کم‌کاری و عدم مسوولیت‌شان، گزینشی عمل کرده و فقط به وضعیت و نحوه‌ی برخورد و صدور احکام برای افراد وابسته به این گروه‌ها اقدام‌های جدی به عمل می‌آوردند. بخش دردناک‌تر ماجرا این است که این روش برای پناه‌جویان سیاسی و عقیدتی نیز به همین صورت اعمال می‌شد و برای مثال مراحل پناهندگی و اسکان در کشور سوم افراد سفارش شده و دارای روابط و اهرام‌های ویژه به سرعت و در طی سه چهار ماه انجام می‌شد در حالی که هنوز بسیاری از روزنامه‌نگاران و کنش‌گران هستند که پس از گذشت نزدیک به سه سال از حضور آن‌ها در غربت، هنوز به کشورهای سوم فرستاده نشده‌اند.

ماجرای اعدام «فرزاد کمانگر» و چهار نفر دیگر فقط نمونه‌ای از ظلمی است که مخالفان، اپوزیسیون و اصلاح‌طلبان ایرانی با سکوت و برخورد گزینشی خود در حق دیگر آزادی‌خواهان ایرانی روا داشته‌اند. ننگ ریختن چنین خون‌هایی البته بر دامن سازمان‌ها و گروه‌های حامی حقوق‌بشر در غرب نیز هست که با کم‌کاری، سکوت و گزینشی عمل کردن زمینه را برای ارتکاب آسان چنین فجایعی در بیدادگاه‌های جمهوری‌اسلامی فراهم می‌کنند. در این گونه موارد، چنین احزاب، گروه‌ها و سازمان‌هایی، فقط به صدور بیانیه‌هایی بسنده کردند که هم‌چون نوش‌دارویی پس از مرگ سهراب بود. درست است که خاموشی مبارزانی هم‌چون «فرزاد کمانگر» اثرات مثبت خود را در هموار کردن مسیر حرکت مردم ایران به سوی یک جامعه‌ی آزاد و دموکراتیک خواهد گذاشت اما در عین حال سند دیگری خواهد بود بر پرونده‌ی نه چندان مثبت اپوزیسیون ایرانی که متاسفانه منافع حزبی، باندی و گروهی خود را به جان انسان‌ها ترجیح می‌دهند.

….

وقتی تو

روی چوبه‌ی دارت

خموش و مات

بودی

ما

انبوه کرکسان تماشا

با شحنه‌های مامور

مامورهای معذور

هم‌سان و هم سکوت

ماندیم  [1]

….

1-  محمدرضا شفیعی کدکنی-کوچه باغ‌های نیشابور

Advertisements
  1. هیچ‌ لێدوانێک نییە تا ئێستا
  1. No trackbacks yet.

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

Connecting to %s

%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: