ماڵه‌وه‌ > ئینگلیزی/ English > In memory of Farzad Kamangar, Iranian Kurdish teacher

In memory of Farzad Kamangar, Iranian Kurdish teacher

Guardian: Kamangar, a teacher in Iran’s Kudistan region, was hanged in May 2010 for being “an enemy of God”
Iranian teacher Farzad Kamangar surrounded by his pupils in the Iranian region of Kurdistan
This month marks the second anniversary of the execution of a primary school teacher, who paid with his life for refusing to make televised confession about a crime he didn’t commit.Farzad Kamangar was 31 when he was detained by the security forces in July 2006 for allegedly collaborating with the Kurdish opposition groups. The government accused him of being “an enemy of god”. His mother believes that her son’s only crime was his ‘Kurdishness’ and his lawyer Khalil Bahramian maintained that “there was not a shred of evidence” against him.

Interrogators in numerous prisons where Farzad was held for four years, put him through severe physical and mental torture to break his resistance. Farzad’s letters and articles about the inhumane conditions inside prison helped to bring international condemnations from many organisations including UNICEF and the Education International which represents teachers across the globe.When the authorities realised that they could not break Farzad under torture, they decided to silence him for ever.
In the early hours of the 9th May 2010, Farzad and four other prisoners were lead to the gallows. Contrary to Iranian law his lawyer and his family were not informed. Within a few minutes, his lifeless body was hanging from a noose in Evin prison in Tehran.His death was another reminder to the Iranian people that the Islamic Republic maintains its grip on power through creating a climate of fear and disregarding its own laws.
Even in death, Farzad managed to unite the people of Iran as the Kurdish region went on strike and many mourned his death across the country and in the diaspora. Fearing more unrest, the Islamic Republic, contrary to the basic tenets of Islam, refused to hand over his body and those of his co-defendants, depriving their families of a dignified burial for their loved ones.
In his last message smuggled out of prison, Farzad wrote: “Is it possible to be a teacher where there is a drought of justice and fairness and not teach the alphabet of hope and equality?”…

مقاله گاردین: به یاد فرزاد کمانگر، معلم کُرد ایرانی

 کمانگر، معلمی در منطقه کردستان ایران، به اتهام «محاربه» در ماه می ۲۰۱۰ اعدام شد.
این ماه، دومین سالگرد اعدام معلم دبستانی را در خود داشت که به خاطر حاضر نشدن برای مصاحبه تلویزیونی در مورد جرمی که مرتکب نشده بود، به بهای زندگی اش تمام شد.فرزاد کمانگر، ۳۱ ساله بود که در جولای ۲۰۰۶ به اتهام همکاری با گروه مخالفین کُرد دستگیر شد. حکومت او را به «محاربه» متهم کرد. مادرش بر این باور است که تنها اتهام فرزندش «کُرد بودنش» بود و وکیل وی بر این حرف ماند که «شواهد کافی» علیه او نبود.برای سالها، بازجویان در زندان های مختلف، فرزاد را تحت شکنجه های جسمی و روحی فراوانی قرار دادند تا مقاومتش را بشکنند. نامه های فرزاد از داخل زندان در مورد شرایط غیر انسانی درون زندان باعث شد سازمان های بین المللی این اقدامات را محکوم کنند، از جمله سازمان یونیسف و سازمان آموزش بین المللی که پیگیر وضعیت معلمان در سراسر جهان است.
وقتی مسئولین دریافتند که با شکنجه نمی توانند مقاومت او را بشکنند، تصمیم گرفتند او را برای همیشه ساکت کنند. در ساعات اولیه نهم می ۲۰۱۰، فرزاد و چهار نفر دیگر به پای چوبه دار فرستاده شدند و بر خلاف قوانین جمهوری اسلامی، وکیل و خانواده وی، مطلع نشدند. بعد از چند دقیقه، جسم بی جان او از طناب دار در زندان اوین تهران آویزان بود.مرگ او باز هم به مردم ایران یادآوری کرد که جمهوری اسلامی با ایجاد رعب و وحشت به قدرت چنگ انداخته و حتی به قوانین خودش هم پایبند نیست.
حتی فرزاد با مرگ خود هم باعث اتحاد مردم ایران شد و بسیاری در کردستان و دیگر مناطق ایران سوگوار مرگ او شدند. جمهوری اسلامی حتی برخلاف قوانین اسلامی، از ترس نا آرامی های بیشتر، اجساد او و دیگرانی که با او اعدام شده بودند را به خانواده هایشان تحویل نداد و هر گونه برگزاری مجلس تحریم از سوی خانواده ها برای عزیزانشان را قدغن کرد.
در آخرین پیغامی که فرزاد به طور مخفیانه به بیرون از زندان فرستاد، نوشته بود: «مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود، اما» الف «و» بای «امید و برابری را تدریس نکرد؟متن انگلیسی این مقاله در گاردین
Advertisements
:هاوپۆله‌کانئینگلیزی/ English تاگەکان:
  1. هیچ‌ لێدوانێک نییە تا ئێستا
  1. 22/12/2012 له‌ 13:40

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

Connecting to %s

%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: