Archive

Archive for the ‘بەیاننامە/ Announcements’ Category

جنایتی تازه از رژیم جنـایت پیشه‌ی ایران/ تظاهرات حزب همبستگی افغانستان در دفاع از جان باختگان مبارز ایرانی/ 2010

13/05/2012 1 comment

دولت فاشیستی دینی ایران که راه گم کرده است و در لجن نیستی دست و پا می زند اینک پس از اعدام و چور و چپاول عده‌ای از پناهجویان بینوای افغان، دست به جنایت هولناک دیگری زد: فرزاد کمانگر معلم و فعال سیاسی با چهار تن از یارانش علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان که به جرم پیکار برای استقرار دموکراسی و عدالت در ایران، سالها تحت شکنجه های ددمنشانه‌ی ولایت فقیه قرار داشتند، در سحرگاه ١٩ ثور حلق آویز شدند و بدینترتیب مردم سوگوار ایران به سوگ جانفرسای دیگری نشستند.

رژیم تبهکار ولایت فقیه تصور میکند با ریختن خون برومندترین فرزندان ایران، مردم آزادیخواه و تا مغز استخوان ضد بنیادگرایی ایران را مرعوب و آرام ساخته و به تمکین وادارد. ولی تاریخ توحش جمهوری اسلامی گواهست که همانطوری که رژیم ساواکی محمد رضاشاهی نتوانست، این رژیم قرون وسطایی هم هرگز نخواهد توانست با شکنجه و کشتار دهها هزار آگاهترین و دلاورترین مردان و زنان ایران فریاد الهامبخش آزادیخواهی را در سرزمین گلسرخی ها و سلطانپورها و نداها مانع گردد.

مادر فرزاد کمانگر به مجرد شنیدن خبر اعدام دلبند جوانش خروشید: «فرزاد من نمرده، تازه فرزاد زنده شد، همه دانش آموزان فرزاد، فرزاد هستند، از امروز من تازه كارم شروع شد.» این پاسخی است به رژیم خون و خیانت ایران؛ پژواک صدای شکوهمند هزاران مادر رزمنده دیگر است که خون فرزندان پاکباز شان آتش مقدس انتقام را که سرنگونی جمهوری اسلامی باشد در دل داغدار شان شعله ور ساخته است؛ این تبلور عظیم حکم غم و اندوه را به نیرو بدل کردن است؛ این گویا تر و نافذتر از هر کتاب راه استقامت را برای پیکارگران هر خطه‌ای نشان می‌دهد.

زیاتر بخوێنەوە…

جمعیت انقلابی زنان افغانستان: شعله‌ی برخاسته از خون فرزادها رژیم سفاک ایران را خواهد سوخت!

خون شهیدان و کلمات ماندگار فرزاد و وکیلی، روی سیاه مخبران و مزدبگیران رژیم خونخوار ایران در کشور ما را سیاهتر میسازد
هنوز خون دهها افغان نگونبخت در ایران نخشکیده بود که خبر اعدام پنج فرزند اصیل خلق ایران توسط جمهوری اسلامی جنایتکار به گوش رسید. به تاریخ ۱۹ ثور فرزاد کمانگر ، معلم سلحشور کرد، این صمد بهرنگی روزگارما همراه با چهار هم زنجیرش شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان در کشتارگاه اوین به جرم آزادیخواهی اما با اتهامات سخیف و ساختگی اعدام شدند. از این مبارزان خواسته شده بود که برای نجات از مرگ به درگاه خامنه‌ای توبه نامه‌ای بنویسند. اما این فرزندان راستین و پرافتخار ایران، بی هیچ تردیدی مرگ را بر خواری تسلیم در برابر سرجلاد ترجیح دادند.

رژیم دراکولایی که در اثر مقاومت دلیرانه‌ی مردم سراسر ایران سراسیمه شده است، تصور میکند با ترور نویسندگان و شاعران و فرهنگیان و سیاستمداران آزادیخواه و اعدام هرچه بیشتر مبارزان، خواهد توانست جو وحشت و خفقان را تشدید کرده و بالنتیجه مردم را ناامید و مرعوب سازد. اما این شیوه های هیتلری نتوانسته جلو خیزشهای مردم و ایستادگی حماسی زندانیان سیاسی را بگیرد و همین واقعیت، ولایت فقیه محتضر را دیوانه تر و آن را به پرتگاه نیستی نزدیکتر کرده است.

رژیم، طبق معمولِ هر حاکمیت ارتجاعی درمانده و دروغگو، فرزاد و دیگران را “بمب گذار” نامید. ولی بنابر گفته‌ای نغز و رسا، این اتهام درست است؛ فرزاد با مرگ حماسی‌اش بمبی در قلب رژیم کار گذاشته که به زودی آنرا منفجر خواهد ساخت. زیاتر بخوێنەوە…